شبکه چهار - 23 اسفند 1398

مدرنیته "زن ستیز" بی خانمانی، خشونت، ناباروری

به مناسبت ۸مارس، روز جهانی زن_نشست(امام رضا علیه السلام و کرامت زن)_ مشهد_ ۱۳۹۳

بسم‌الله الرحمن الرحیم

به محضر خواهران بزرگوار و محترم سلام عرض می‌کنم.

ممکن است کسی بگوید از یک طرف اسلام و فقه شیعه می‌گوید که زن وظیفه ندارد کار اقتصادی بکند. حتی در خانه، کارش ارزش اقتصادی دارد. حتی می‌تواند برای شیر دادن به بچه‌اش طلب دستمزد بکند. البته هیچ مادری این کار را انجام نمی‌دهد. ولی فقه می‌گوید که ما یک وقت داریم به صورت حقوقی و قانونی نگاه می‌کنیم، یک وقت هم به صورت اخلاقی تربیتی نگاه می‌کنیم؛ هر دوی آن باید باشند. از آن طرف هم نفقه‌ای که بر مرد واجب است در یک حدی است. بیشترش که مثلاً بگوید آقا به مسافرت برویم و به تفریح برویم و امکانات آموزشی فراهم کن و چکار بکن و...، این‌ها که واجب نیستند چون مرد در ازای کاری، قراردادی انجام می‌دهد.

حالا می‌تواند این‌جوری عمل شود که زن یک وظایفی را در خانه برای بچه و خانه انجام می‌دهد که این‌ها جزو وظایف فقهی او نیست ولی ارزش اقتصادی دارد. برای مرد هم تا یک حدی نفقه واجب است، نه بیشتر. می‌شود این‌جا این توافق به این شکل حل شود که مازاد بر نفقه، شوهر یک عالمه امکانات برای همسرش خرج می‌کند که آن‌ها دیگر جزو نفقه واجب نیستند. امکانات آموزشی، امکانات تفریحی، لباس بیش از حد نیاز، خانه‌ای هرچه بهتر، ماشین در اختیارش بگذارد، مسافرت داخلی، خارجی؛ او را به حج ببرد، به کربلا ببرد. این‌ها که دیگر جزو نفقه نیستند. این باید به یک تعادلی برسد که یک مرد از یک طرف به کار زنش در خانه و فرزندداری‌اش احترام بگذارد که این وظیفه فقهی و شرعی او نیست، اما او دارد آن را انجام می‌دهد. متقابلاً تو مازاد بر نفقه به او بده، امکانات هرچیزی که می‌توانی کمک کن، احترام بگذار، تسهیلات فراهم کن. اگر یک مریضی پیدا می‌کند، او را از سر خود باز نکن. اگر این حقوق یکدیگر را شناختند و به یکدیگر احترام گذاشتند، مشکلی پیش نمی‌آید وگرنه انواع خیانت‌ها و خشونت‌ها پیش می‌آیند. امام رضا(ع) فرمودند: «حق در خانه دو طرفه است»، چه بین مرد و زن، چه بین والدین و فرزندان‌شان. ما حق یک طرفه نداریم.

ابوالقاسم فارسی می‌گوید که از حضرت رضا(ع) پرسیدم: «جعلت فداک! إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ فِی کِتَابِهِ فَإِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ». گفت: آقا فدایتان بشوم، خداوند در کتابش می‌فرماید که زنان را به نیکو‌وجهی، وجه درست، به روش درست نگه دارید. «أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ». اگر هم قرار است جدا شوید، باز هم مثل دوتا آدم از هم جدا شوید. در زندگی انسانی، اگر هم یک وقتی خدای نکرده یک جوری شد که دیگر خانه به جهنم تبدیل شده، نمی‌توانید خودتان هر دو را اصلاح بکنید. بدترین حلال، ولی بالاخره حرام نشده است.

خداوند در قرآن می‌فرماید حتی اگر تصمیم گرفتید از هم جدا شوید، بخصوص خطاب به مردان است و به هر دو، که با نیکی و اخلاقی از هم جدا شوید. به یکدیگر لگد نزنید، به یکدیگر صدمه نزنید، آبروی یکدیگر را نبرید. شما که نتوانستید مؤدبانه با هم زندگی کنید، حداقل مؤدبانه از هم جدا شوید. این آیه را ابوالقاسم فارسی می‌آید و از حضرت رضا(ع) سؤال می‌کند. می‌گوید که آقا حالا منظور از بخش اولش که فرمودند «اِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ» چیست؟ به مردان می‌گویند با زنانتان درست زندگی کنید. همسرانتان را برای خودتان نگه دارید. «بِمَعْرُوفٍ» یعنی به شیوه اخلاقی و مناسب و درست. این یعنی چه؟ «ما یعنی به ذالک؟» حضرت رضا(ع) فرمودند: «اَلْإِمْسَاکُ بِالْمَعْرُوفِ» حداقلش این است: روش نیکو، مواجهه درست با زن، با همسر، کمترینش این‌هاست: یک) «کَفُّ الْأَذَى». هیچ کار و حرفی را که زن تو، همسر تو را آزار می‌دهد و او را اذیت می‌کند، انجام نده. قلق همسرت را بشناس، اخلاقش را بشناس. از هرچه که زن تو از او بدش می‌آید، آن کار را انجام نده. از چیزی که بدش می‌آید، نگو. «کَفُّ الْأَذَى». امام رضا(ع) فرمودند: خداوند دارد در این آیه فرمان می‌دهد. زندگی به سبک اسلامی، خانواده اسلامی، این است. رسانه‌ها اگر فیلم می‌سازند، این‌ها را یاد بدهند؛ هم به زن و هم به مرد. حالا من همه‌اش را به نفع شماها گفتم، به نفع زنان گفتم. روایاتی هم که مسئولیت زن چقدر سنگین است، داشتم که دیگر فرصت نیست چون نباید یک‌طرفه گفت. هم حق است و هم تکلیف، دو طرفه است.

حضرت رضا(ع) فرمودند خدای متعال در قرآن فرمود: «زنانتان را حفظ کنید، زنانتان را از دست ندهید، با زن درست برخورد کنید. «اِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ.» معروف یعنی روش درست اخلاقی، با محبت، با مهربانی، با منطق. نه با دروغ، با زور، با خشونت، با ریا، با فریب، با تحمیل. اگر هم قرار است جدا شوید، دوستانه و مؤدبانه، باز هم «بِمَعْرُوفٍ»، باز به روش اخلاقی از هم جدا شوید. چون ما گاهی دیدیم وقتی بعضی‌ها جدا می‌شوند، یک حرف‌هایی علیه یکدیگر می‌زنند که یک کسی بگوید: اگر این طرف تو، زنت یا شوهرت این‌قدر نجس بود، چرا اصلاً با او ازدواج کردی و چرا این مدت با هم بودید؟ یک غول و دیو خطرناکی از طرف می‌سازد، در حالی که می‌گوید آقا او یک اشتباهاتی داشت، یک اشتباهاتی هم ما داشتیم، دیگر نتوانستیم. اسرار یکدیگر را حداقل حتی بعد از جدایی نگه دارند.

فرمودند راجع به نگه‌داشتن به نیکویی، کمش این است: یک) «کَفُّ الْأَذَى». هیچ نوع توهین و اذیتی به زنان، به همسرانتان حق ندارید بکنید. این فرمان خداوند در قرآن است. «اذی مطلق» یعنی اذیت، یعنی از هرچه که اذیت می‌شود. زن شما از یک حرفی و از یک رفتاری اذیت می‌شود، ناراحت می‌شود آن کار را انجام ندهید. دو) حضرت رضا(ع) فرمودند: «وَإِحْبَاءُ النَّفَقَةِ». مخارج زندگی را تأمین می‌کنی، توهین‌آمیز نکن. خرجی و مخارج همسر و خانواده را که می‌دهی، «إِحْبَاءُ النَّفَقَةِ» یعنی نفقه را درست و مؤدبانه بده. این هم فرمان دیگر حضرت رضا(ع) است. همسرت را تحقیر نکن. بر سر همسرت منت نگذار. زنت را تحت فشار نگذار که بگویی این خرجی را این‌جوری کردم، این‌جوری می‌کنم، تو باید این کار را بکنی؛ یک چیزی که واقعاً وظیفه ندارد، حق تو نیست. این دو اصل را در تفسیر آیه قرآن، حضرت رضا(ع) فرمودند. یک بار دیگر عرض می‌کنم و این یعنی کل زندگی.

امام رضا(ع) فرمودند می‌دانید خداوند در این آیه دارد به مردان چه فرمانی می‌دهد؟ حداقل این دو فرمان را: «کَفُّ الْأَذَى». هیچ نوع ناامنی را در احساسات زن ایجاد نکن. هیچ نوع فشار روانی، تهدید، اذیت، گریان کردن زن، رنج دادنش، عذاب دادنش، ترساندن زن، صدمه زدن به زن. چه برسد به کتک زدن زن. «کَفُّ الْأَذَى» این دارد کف آن را می‌گوید دیگه چه برسد به کتک زدن! که در روایت نقل شده که پیامبر(ص) گفتند یک کسی زنش را می‌زند. پیامبر(ص) گفتند که، من اصلاً کاری به بحث خدا و آخرت ندارم که هر کسی یک سیلی به همسرش بزند چون زورش بیشتر است، هفتاد سیلی آتشین در جهنم خواهد داشت. غیر از عذابی که در آخرت خواهد شد، مردی که زنش را کتک بزند. غیر از آن، پیامبر فرمودند: من اصلاً تعجب می‌کنم از کسی که هم‌آغوش با هم هستید، چطوری دلت می‌آید او را بزنی؟ چطور می‌توانی او را کتک بزنی؟ «کَفُّ الْأَذَى» یعنی خیلی کمتر از کتک؛ فحش دادن، اهانت کردن. البته به شرطی که زن هم شوهرش را جوری عصبانی نکند و او را به آستانه انفجار نرساند که طرف اصلاً نمی‌فهمد چه می‌گوید و دارد چه کار می‌کند. این هم هست، حالا از این طرف می‌گوییم، طرف دیگرش را هم بگوییم که متأسفانه فرصت نشد. «وَإِحْبَاءُ النَّفَقَةِ» یعنی هزینه زندگی زنش را بدون هیچ توهین و تحقیری و چشم‌داشتی تأمین کند و به عنوان وظیفه‌اش است. این زن با تو ازدواج کرده است و به لحاظ عاطفی، این زن با توست. امانت خدا در دست توست و تو حق نداری به او خشونت بکنی یا او را اذیت بکنی یا مخارج زندگی‌اش را با توهین و منت به او بدهی. این حق اوست.

اگر این مفاهیم، البته این‌ها را یک‌طرفه به شما گفتیم، این حرف‌ها دو طرفه است. از آن طرف هم مسئولیت‌هایی برای زن می‌فرماید. زنی که شوهرش را عصبانی کند، ناراحت کند. زنی که به شوهرش بگوید که تو به قدر کافی به مسئولیتت عمل نمی‌کنی. پول کم می‌آوری، تو باید زندگی ما را بیشتر تأمین بکنی. زنی که به خاطر کارهایی که انجام می‌دهد، منت بگذارد، اذیت کند. زنی که مردان دیگر را به رخ مردش بکشد. زنی که از شوهرش مطالبه امکاناتی را بکند که در حد توان شوهرش نیست. همه این‌ها را ما داریم که چنین زنانی هم، زنان ملعونی هستند، یعنی این‌ها هم لعن شده‌اند، این‌ها هم طرد شده‌اند و گفتند این‌ها زنان بی‌ارزشی هستند و نفی شده‌اند. از دو طرف باید به قضیه توجه کرد. اما اگر آنچه که به عنوان روایت حضرت رضا(ع) و از این قبیل، عرض کردیم اگر این‌ها درست در رسانه‌ها و در خانواده‌ها و در مدارس درست آموزش داده شود، یعنی پسر از قبل از ازدواج بفهمد که چه وظایفی نسبت به خانواده، همسر، مادر دارد. دختر بفهمد چه وظایفی نسبت به شوهرش، فرزندانش دارد. اگر این آموزش‌ها را بدهیم، مطمئن باشید خشونت در خانواده، طلاق، همه این‌ها کم می‌شود. چرا جامعه ما یک جامعه اسلامی اهل بیتی است؟ چرا آمار طلاق دارد در بعضی از شهرهای ما به حد شهرهای غربی می‌رسد؟ یعنی رسانه‌های ما، خانواده‌های ما درست کار نمی‌کنند، یعنی ما با این ارزش‌های اسلامی آشنا نیستیم، هم مردان ما، هم زنان ما.

سؤال: فرمودند مسئله ناشزه بودن زن دقیقاً چیست؟

نشوز یک بحث حداقلی دارد و آن این است که یکی از فلسفه‌های اصلی ازدواج که مسئله نیاز جنسی است، نوع نیاز و رفتار جنسی مرد با زن متفاوت است که حالا من نمی‌خواهم وارد جزئیات آن بشوم. هم در روایات ما این تفاوت گفته شده است، هم این‌هایی که در حوزه‌های روانشناسی جنسی و فیزیولوژی مرد و زن بحث می‌کنند. اصلاً نوع تحریک شدن جنسی بین زن و مرد مثل هم نیست. نوع ارضای جنسی آن‌ها مثل هم نیست. زمان‌بندی آن با هم متفاوت است. یکی با کلمات و شنیدن حرف‌هایی بیشتر تحریک می‌شود، یکی خیلی به حرف کاری ندارد. یکی زمان و آستانه تحریک و ارضایش کوتاه است، سریع تحریک می‌شود و سریع باید ارضا شود. یکی طولانی است. یکی دلش می‌خواهد ابراز عشق بکند و مطالبه بکند، یکی دلش می‌خواهد مطالبه بشود. یکی دوست دارد نازش را بکشند، یکی دوست دارد... این‌ها تفاوت‌هایی بین رفتار جنسی مرد و زن هستند. فقط هم در آدم‌ها نیست، در جانوران و حیوانات دیگر هم همین‌طور است. در موجودات دیگر هم مؤنث (ماده) خودنمایی می‌کند، نر می‌رود تصاحب بکند. بعد امنیت و تغذیه خانه و بچه‌ها معمولاً با نر است. ماده یک نقش دارد، نر یک نقش دیگر. در بعضی از حیوانات البته تفاوت‌هایی وجود دارد، در آدم‌ها هم همین‌طور تفاوت‌هایی وجود دارد.

نشوز که می‌گویند زن ناشزه نباشد. اولاً "نشوز" به مفهوم "تخلف از وظیفه" است. در مورد هم مرد است هم زن. مثلاً مردی هم که نفقه، مخارج خانه را تأمین نمی‌کند، این هم یک نوع نشوز است. این هم یک جور نافرمانی است. در مورد زن، نشوز زن یک بخش حداقلی دارد و آن این است که اگر زن به لحاظ جسمی و جنسی سالم است، مشکلی ندارد، نه به لحاظ روانی و نه به لحاظ جسمی، همسرش (مردش) به لحاظ جنسی نیاز دارد و از او برای آمیزش جنسی تقاضا دارد. زن نباید امتناع کند. اگر مریض باشد، آن بحث دیگری است. در روایت داریم اگر زنت مریض است مرد حق ندارد مزاحم شود یا حالات خاصی دارد، بیماری روحی دارد، بیماری جسمی دارد، باید درمان بشود. به هیچ کدام از دو طرف ظلم نشود. این حداقل نشوز است. زنی شوهرش نیاز جنسی دارد زن بگوید که من نمی‌توانم، من با دوستانم قرار دارم، من می‌خواهم به کتابخانه بروم، من می‌خواهم به سینما بروم، من می‌خواهم به فلان جا بروم. نه! اولین صدمه این به لحاظ روانی و جنسی به مرد می‌خورد و بعد به خود تو صدمه می‌زند. یعنی از تو به شکلی دیگر انتقام می‌گیرد. بعد هم ممکن است برود جور دیگری خودش را ارضاء کند. خطر خیانت است که باز چوبش را تو می‌خوری. بنابراین حکم نشوز هم که می‌گویند نشوز حرام است، باز فایده‌اش به خود زن برمی‌گردد. چون اگر در برابر نیاز و حق مرد در مسائل جنسی کوتاهی بکنی، او به خودش صدمه می‌زند و به تو صدمه می‌زند و بعد می‌رود جور دیگری و بعد باز چوبش را خودت خواهی خورد.

اما بحث اطاعت از شوهر، در این هم ما افراط و تفریط در آن داریم. دقت کنید: اذن شوهر، مفهوم "اذن شوهر". نگاه تفریطی آن این است که زن بگوید که من با تو یک قراردادی امضا کردم به نام ازدواج. پروتکل است. یک بخشی از آن جنسی است، مسائل جنسی است. هر وقت تو می‌خواهی، من آمادگی دارم. یک بخشی هم اقتصادی است. بقیه‌اش هم دیگر من به تو کاری ندارم، من یکی هستم تو هم یکی هستی. این یعنی نابود کردن خانواده. وقتی زنی به مردش بگوید که تو فقط باید پول بیاوری، اگر هم مسائل زناشویی بود، وظیفه‌ام را انجام می‌دهم. دیگر من به تو کاری ندارم. فکر می‌کنید نتیجه این نوع رفتار چیست؟ روشن است دیگه. مرد می‌گوید که اگر این‌جوری است که رابطه من و تو فقط اقتصادی و جنسی است، چرا من اصلاً معطل تو باشم؟ زن‌های دیگری هستند که سر بار ما هم نیستند، مزاحم من هم نیستند. به لحاظ اقتصادی خرجش هم کمتر است. فوایدش را می‌برم، مسئولیتش را نمی‌پذیرم. می‌دانید الان چقدر اکثر خانواده‌هایی که در بعضی از کشورها، به خصوص در همین غرب هستند، زنان و مردانی که دارند با هم زندگی می‌کنند، گاهی تا سه- چهار تا بچه هم دارند، این‌ها ازدواج نکرده‌اند. به حساب می‌گویند شریک جنسی من است، پارتنر است، مرد حاضر نیست ازدواج ‌کند. زنان بیشتر می‌خواهند ازدواج کنند، مردان حاضر نیستند ازدواج کنند. برای چی فکر می‌کنید؟ برای این که هر وقت بخواهد بتواند دربرود. مرد می‌گوید: من برای چی باید با تو ازدواج کنم؟ یک مسئولیت‌های حقوقی و اقتصادی و... پیدا کنم؟ من دنبال منافع خودم هستم، دوست دارم بچه داشته باشم، لذت ببرم، ولی بچه را یکی نگهداری کند. زحمتش با او باشد، من می‌آیم بازی کنم و تفریح و حالی بکنیم. نیازهای جنسی من را تو برطرف بکنی، متقابلاً من یک کم پول هم می‌دهم. این که معامله اقتصادی در بنگاه اقتصادی است. این که خانواده نیست!

در مورد اذن شوهر وجه افراطی آن چیست؟ وجه تفریطی آن این است که اصلاً الان متأسفانه ما دیدیم در بعضی از خانواده‌ها این‌جوری هست. دختر به شوهرش می‌گوید که... بعضی از این‌ها به طلاق و دعوا کشیده است. من از بعضی از این‌ها خبر دارم، آن‌ها را می‌شناسم. زن به شوهرش می‌گوید که وظیفه من مسئله تمکین است و وظیفه تو نفقه اقتصادی است. به تو چه ربطی دارد که من کجا می‌روم، کجاها هستم، روزها کجا می‌روم، با کی می‌روم، کلاس کجا می‌روم؟ این‌ها اصلاً به تو چه ربطی دارد؟ این یعنی نابودی خانواده. یعنی مردی که احساس کند اصلاً نمی‌داند زنش کی کجاست، با کیست، چرا؟ هیچ نوع هماهنگی با او نمی‌کند. این مرد نسبت به آن زن دلسرد می‌شود. احساس می‌کند که این زن من نیست، این مال من نیست. متعلق به من نیست. مال نه به معنی ملک، یعنی متعلق به من نیست. من اعتمادی ندارم، من اشرافی ندارم. چرا من باید او را بیشتر از همه دوست داشته باشم؟ چرا باید من برایش فداکاری کنم؟ چطوری به او اعتماد کنم؟

لذا در روایت حضرت رضا(ع) داریم. در مورد زن روی دو بُعد می‌گویند: یکی امنیت جنسی و یکی امنیت اقتصادی. یعنی شوهر باید مطمئن باشد که همسرش هیچ نوع خیانت جنسی به او نمی‌کند و یکی امنیت اقتصادی که مرد باید مطمئن باشد که زنش امین او در مسائل است. چون او دارد زحمت می‌کشد، عرق می‌ریزد، روزی ده ساعت دوازده ساعت حمالی می‌کند. از اجاره خانه، خرج خانه، خرج بهداشت، خرج مدرسه، خرج مسافرت، خرج کفش و لباس، این‌ها که آسان نیستند. روزی ده ساعت، دوازده ساعت، بعضی از مردان تا بیست ساعت باید یکسره عرق بریزند، حمالی کنند، زحمت بکشند بیاورند. خب او باید خاطرش از همسرش جمع باشد که یک) با این پول چه کار می‌کند؟ چطور رفتار می‌کند؟ حضرت رضا(ع) فرمودند: اگر می‌خواهید خانواده بماند، زن باید شوهرش را هم به لحاظ امنیت جنسی و هم به لحاظ امنیت اقتصادی باید خاطر جمع بکند. باید کاری کند که شوهرش صد در صد به او اعتماد کند. وقتی اعتماد کرد، آن وقت ممکن است کل خرج خانه را اصلاً به دست زنش بدهد، هیچ وقت هم سؤال نکند با این پول‌ها چه کار کردی. چنان که الان ما مردانی داریم که پول توی جیبی‌شان را از زن‌شان باید بگیرند. و از نظر جنسی هم چنان مرد به زنش اعتماد می‌کند که به زنش خبر می‌دهد که من دارم کجا می‌روم، چکار می‌کنم. مرد اصلاً نیازی ندارد. البته لذت می‌برد از این که همسرش به او این‌قدر نزدیک است. اما وقتی اعتماد آمد، وقتی زنش می‌گوید من یک کاری پیش آمده می‌خواهم چند روز به مسافرت بروم، مرد ذره‌ای احساس نگرانی نمی‌کند چون به زنش خاطرجمع و مطمئن است. ولی این زن آن اعتماد را در شوهرش به وجود آورده است. اعتماد بیخودی به وجود نمی‌آید. حضرت رضا(ع) می‌فرمایند: اعتماد جنسی، اعتماد اقتصادی را نگذارید در خانه مخدوش شود. زن خیلی نقش در این اعتماد دارد و مرد هم متقابلاً باید پاسخ درست بدهد.

طرف افراط آن چیست؟ بعضی‌ها اذن شوهر را دارند این‌جوری معنا می‌کنند که ما این را متأسفانه داشتیم. هر دو نمونه آن را دیده‌ام، یعنی هم موردی را دیده‌ام که به طلاق کشید که خانم خیلی روشنفکر مسلک بود و خیال می‌کرد اسم این‌ها ترقی و آزادی زن است. همیشه از شوهرش طلبکار بود. جالب است که شوهر می‌گفت همیشه من باید به زنم بگویم کجا هستم ولی او لازم نیست به من بگوید من کجا هستم! این‌جوری شده است. می‌خواهد این‌طرف و آن‌طرف برود، ماشین را برمی‌دارد ولی من باید تاکسی بگیرم بروم. هر جا دلش می‌خواهد، با هر کس دلش می‌خواهد، هر جا برود، من اصلاً اگر سؤال کنم شما الان کجا هستی، کجا داری می‌روی، دیروز کجا بودی و این‌ها، ناراحت می‌شود. می‌گوید تو به من شک داری؟ این افراط است. این‌ها یعنی خانواده از بین می‌روند. مگر مرد نوکر تو است؟ تو نباید به شوهرت احترام بگذاری؟ تو هم معشوقه‌اش هستی و هم او دارد برای تو کار می‌کند و هم ناموسش هستی. مگر تو می‌توانی بگویی به تو چه مربوط است که من کجا هستم، با کی می‌روم و چه کار می‌کنم؟ زن خوب زنی است که هر کار می‌کند و هر جا می‌رود، به شوهرش بگوید، او را در جریان بگذارد، با او هماهنگ باشد. اذن شوهر به این معناست. شوهرت را متقاعد کن. اگر او تردید دارد، شک دارد، اول مسئله او را حل کن. شوهرت، خانواده‌ات از همه کارهای دیگرت مهم‌تر هستند. اگر کسی بگوید من اعتماد شوهرم به خودم را از بین می‌برم، رابطه‌مان خراب شود، برای این که می‌خواهم فلان مدرک را بگیرم، فلان جا استخدام شوم. خوب تو حالا می‌خواهی استخدام بشوی، شدی، بعدش چی؟ اگر کار به جایی رسید تو باید بین دوتا چیز انتخاب کنی، یکی خانواده‌ات و آرامش خودت، یکی فلان چیز. عقل چی می‌گوید؟ اصلاً شرع هیچی ولش کن! عقل چی می‌گوید؟ شما مهم‌تر را فدای آن چیزی که اهمیت کمتری دارد می‌کنی؟ عاقلی؟ از آن طرف هم افراط که به اسم اذن شوهر. از این طرف هم ما خانواده‌ای را دیدیم که در ظرف سه- چهار ماه به طلاق کشید. شوهر به حساب آدم مذهبی بود، یک چیزی به نام اذن شوهر شنیده بود. فکر می‌کرد این یعنی دیکتاتوری و مالکیت شوهر بر زن و این که زن، این یک کنیزدار و برده‌دار است و او هم کنیزش است. چنان که بعضی از زن‌ها فکر می‌کنند شوهرشان برده‌شان است. باید خرجی بیاورد و دخالت نکند! اینجا برعکس بود. هر دو موردش را عرض می‌کنم. اذن شوهر نباید تبدیل به دیکتاتوری شود. به طرف بگوید به پدر مادرت حق نداری زنگ بزنی و تماس بگیری مگر از من اجازه بگیری! مریض شده‌اند، عیادتشان نباید بروی مگر از من اجازه بگیری. این آقا این‌قدر مریض بود که آخرش به خانمش گفته بود از خانه می‌خواهی بیرون بروی، اولاً حق نداری. در خانه را قفل کرده بود که هیج جا نباید بروی. بعد گفته بود که بعداً که کوتاه آمده بود، گفت: وقتی می‌روی بیرون، باید از خودت یک عکس بگیری و من ببینم چجوری داری از خانه بیرون می‌روی! حالا یک وقت یک زن لاابالی است، خب آدم به او شک دارد. یک زن دختر متدین محجبه با عفت، با این این‌جوری حرف بزنی!

البته این را هم بگویم. از آن طرف هم روایت داریم. اگر یک کسی گیر یک مرد نامردی افتاد که او خیال می‌کند اذن شوهر یعنی نفس نکش تا من بگویم. نفس کشیدی‌ها! حالا وایستا. نفس بعدی حالا بکش. وایستا تکان نخور. نفس بعدی حالا بکش. اگر یک کسی فکر می‌کند اذن شوهر این است، مطلقاً در اشتباه است. «کَفُّ الْأَذَى» که امام رضا(ع) گفتند اذیت نکن، دیگر اذیتی از این بالاتر است؟ اذن شوهر به این معنا نیست که هیچ کاری نباید بکنی مگر من به تو اجازه بدهم. اصلاً ما در فرهنگ قرآن و اسلام و روایات اهل بیت همچین چیزی نداریم. در روایت ما می‌فرمایند: مردی که طبق میل خودش می‌گوید فقط باید این غذا را درست بکنی، این مرد منافق است. مردی که «یَأْکُلُ بِشَهْوَتِ أَهْلِهِ»، نگاه می‌کند خانواده‌اش، خانمش چی دوست دارد. می‌گوید هرچی تو دوست داری، او را بخوریم، می‌فرماید این مؤمن است. چطور دینی که می‌گوید علامت مرد مؤمن این است که طبق شهوت و نیاز و تمایل همسرش غذا بخورد، نه طبق میل خودش آن‌ها را مجبور کند. این مؤمن است، او منافق است. چطور یک همچین دینی می‌گوید که اذن شوهر به این معناست که تو نباید بدون اجازه من نفس بکشی! اگر من راضی نباشم فلان! ولی از آن طرف، یک زنی آمد پیش پیامبر گفت آقا، گیر یک مردی افتاده‌ام. نمی‌دانم به چه دلیلی یا به من شک کرده است یا چی شده، که به من می‌گوید هیچ جا نرو. حتی پدر من مریض است. در بستر است. می‌گوید: نباید به دیدن پدرت بروی. همان پیامبری که فرمود: مرد باید خودش را با تمایلات زنش تنظیم بکند و به او کمک کند، به این زن می‌فرماید که: نرو. او نباید این را بگوید. ولی حالا که گفته است، شما نرو، به حرفش گوش کن. برای چی؟ برای این که یک خطر بزرگ‌تری است. تو پدرت را نروی به دیدنش، یک صدمه‌ای دارد. اما صدمه نابودی خانواده تو از آن صدمه بیشتر است. درگیر شوی سر این قضیه، تو به عیادت پدرت می‌روی. یک مستحبی را انجام داده‌ای. اما یک امر واجبی از بین رفت و او این که خانواده‌ات متلاشی می‌شود، بچه‌هایت بدبخت می‌شوند و خودت هم نابود می‌شوی. اگر گیر یک همچین کسی افتادی، پیامبر فرمودند: مدارا کن. پیامبر از یک طرف به هر کسی می‌گویند وظیفه تو در برابر آن طرف چیست؟ امام رضا(ع) می‌فرمایند: حق او در برابر تو چیست؟ از یک طرف می‌گویند: اگر گیر یک زن بد اخلاق افتادی، زن بی‌ادب، یا شوهر بد اخلاق و بی‌ادب، پیامبر فرمودند: مدارا کن.

یکی دیگر از مواردی که به آن حمله می‌شود در بعضی از بحث‌های رسانه‌ای و سینماهای خاص و فرهنگ‌سازی، حمله به مفهوم مادری است. به مفهوم فرزندداری، فرزند و مفهوم باروری، فرزند به دنیا آوردن، تربیت، زحمت کشی و نقش مادر. مسخره کردن بُعد مادری در زن که این مادری ضد رشد زن است. نفی آزادی‌های زن است. هم شأن و کرامت مادر را پایین آوردند، هم از آن طرف مفهوم بچه‌داری و فرزندآوری و فرزندداری را تحقیر و مسخره کردند. که ای! این خانم خانه‌دار است؟ خب هیچی. حالا رسم هم شده است. بعضی از خانم‌ها قبلاً غیر مذهبی این حرف‌ها را می‌زدند، حالا مذهبی‌ها هم چون همه‌شان مدرک گرفته‌اند و چه حوزه چه دانشگاه مدرک می‌گیرند، قبلاً در مجالس آقایان بود، حالا در خانم‌ها هم هست. بعضی‌ها دور هم می‌نشینند، اول از مدرک یکدیگر سؤال می‌کنند. ببخشید من مدرک چی از کجا دارم شما چی؟ بعد حالا یک کسی آنجا بگوید من مدرک ندارم، من خانه‌دار هستم. ای شما خانه‌دار، خیلی خب. شما هیچی! این‌ها کسانی هستند که این‌قدر شعور ندارند که خانه‌داری از شهرداری و کشورداری، در تقسیمات بحث‌های فلسفی حکمت نظری- عملی که تقسیم می‌کنند، حکمت عملی را می‌گویند سه بخش دارد: 1) تدبیر منزل، 2) سیاست مدن، 3) اخلاق. یعنی این سه تا در یک سطح شمرده می‌شود. اخلاق مدیریت فرد است. تدبیر منزل مدیریت خانواده است. اقتصاد خانواده و مدیریت خانواده که نقش اصلی آن با زن است. مرد چه کار می‌کند؟ مرد باید پول را بیاورد و امنیت خانه را حفظ کند. یعنی از بیرون، مراقب خانه و خانواده باشد. این که در خانه چه می‌گذرد، تقریباً 90 درصد مدیریت و تصمیم‌گیری آن با زن است. از الگوی مصرف در خانواده که اسراف بکند یا نه. نحوه پوشش، نحوه روابط، مهمانی‌ها، ارتباطات، گفتگوها، اخلاقیات، لباس پوشیدن‌ها، تغذیه، همه‌ چیز با زن است. یعنی عملاً زن است که دارد جامعه را مدیریت می‌کند. چون هسته اصلی جامعه خانواده است. و لذا می‌گویند مدیریت فرد، مدیریت خانواده و بعد می‌گویند سیاست مدن، مدیریت شهری، مدیریت جامعه. یعنی مدیریت خانواده، خانه‌داری، یک امامت است. آدم‌های فاسد و آدم‌های صالح، قبل از این که در جامعه تربیت بشوند، در خانه و خانواده دارند تربیت می‌شوند. از بیرون می‌گویند کشور، جهان. جهان چیست؟ جهان که می‌روی می‌بینی کشورهای مختلف است. بعد می‌گویند کشور، نهاد کشور. کشور چیست؟ توی کشور که می‌آیی اگر منظورتان کوه و بیابان و این‌هاست، خب آن‌ها که نهادهای انسانی نیستند. کشور از یک تعداد شهر تشکیل شده است، بعد می‌گویی شهرها، نهاد شهر. شهر چیست؟ منظورت کوچه و خیابان و فاضلاب و ماشین‌ها و این‌هاست؟ شهر به خانه‌ها تقسیم می‌شود. پس تنها آن چیزی که واقعیت دارد خانه است. واقعی‌ترین تجمع خانواده است. بقیه تجمعات اعتباری هستند. لذا شما می‌توانید دست خانواده‌تان را بگیرید، اصلاً از یک کشور به یک کشور دیگر بروید، ولی باز هم خانواده سر جایش است. تابعیت کشورها اعتباری هستند، قراردادی هستند. می‌شود تابعیت را عوض کنی. اما خانواده حقیقی است. این‌قدر حقیقی است که در روایات، در خود قرآن هم یک جا اشاره می‌کند، می‌فرماید که بعضی‌ها صالحین و صالحات که می‌خواهند، در آن عالم هم با هم می‌توانند خانواده باشند. اصلاً آیه قرآن است. آنجا هم می‌توانند با هم باشند منتهی بدون مشکلات اینجا.

خب واقعی‌ترین نهاد، خانه و خانواده است. کسی که خانه‌داری را تحقیر می‌کند، احمق است. دارد تمدن را تحقیر می‌کند. پایه‌های اولیه و اصلی هر تمدن خانواده است. نتیجه نهایی آن هم خانواده است. اصلاً شما به کدام تمدن تمدن موفق می‌گویید؟ تمدنی که نتواند خانواده را حفظ کند، ثروت بیاید اما خانواده از بین برود، این تمدن موفقی نیست، یک تمدن شکست خورده است. تمدن موفق، تمدنی است که نتیجه آن خانواده‌های خوب باشند. خانواده مثل پمپ بنزینی است که مرد، زن و بچه‌ها وقتی هر کار دیگری می‌کنند، دوباره که به هم می‌رسند، مثل این که دوباره بنزین بزنند و برای بیست و چهار ساعت دیگر انرژی پیدا کنند. اصلاً وقتی از هم جدا می‌شوند، بخشی از انگیزه‌های اصلی‌شان را از دست می‌دهند. مرد اگر زنش نباشد، من فکر می‌کنم اغلب مردها این‌جوری هستند، شاید همه‌شان. اصلاً دیگر انگیزه ندارد به خانه برود. وقتی زنش، همسرش نیست، اصلاً انگیزه ندارد به خانه برود. می‌گوید همین جا که کار می‌کنم می‌نشینم، همین گوشه‌ یک پتویی می‌اندازم می‌خوابم. انگیزه نظافت ندارد، معمولاً مردها این‌جوری هستند. نه انگیزه دارد جایی را نظافت کند، نه حتی کم‌کم غذایی برای خودش بپزد. اول از بیرون می‌خرد، بعد ظرف‌ها را هم نمی‌شورد، همه را روی هم می‌اندازد، اگر پول داشته باشد مگر مجبور باشد. بعد کم‌کم می‌بینی که نظافت اتاق را هم می‌گوید که من که با این طرف اتاق کاری ندارم. من با این مسیر خودم که همین مسیر سر راهم چیزی نباشد. این‌جوری است.

بعضی‌ها می‌گویند به یک معنا مرد به لحاظ احساسی معلول است. مرد در احساسات معلول است، معلول احساسی است. به لحاظ عاطفی و احساسی، مرد بدون زن انگیزه‌ای حتی برای حفاظت از خودش ندارد. قدرت جنگاوری دارد، برود در عرصه‌های خشونت، دعوا کند برای معاش خانواده‌اش بجنگد و اقتصاد خانواده‌اش را تأمین کند. و وای اگر ببیند که زنش می‌خواهد با او رقابت کند. خودش را از او جدا کرده است. می‌خواهد از او بار بکشد. مرد اگر احساس بکند که زنش رقیبش است یا از او بیگانه است و خودش را با او یکی نمی‌داند، امیدش را به همه‌ چیز از دست می‌دهد. دیگر یا افسرده می‌شود یا می‌رود خیانت می‌کند. مرد تا وقتی که احساس کند این زنش، زن اوست. زنش به او تکیه داده است. همه امید زنش اوست. از زنش بشنود که من به تو احتیاج دارم، به تو علاقه دارم. این مرد به آب و آتش می‌زند. خودش را فدا می‌کند. یعنی تا آخر عمر سواری می‌دهد، کولی می‌دهد. زنی که زرنگ باشد، می‌تواند با زبانش تا آخر عمر در خانه‌اش زن سالاری باشد. به شرطی که عقلش برسد چگونه رفتار کند. با گردن کلفتی و رقابت و دعوا و این‌ها نیست. با درست حرف زدن، هر کاری که بخواهد زن می‌تواند بکند. با درست حرف زدن، مناسبات درست با شوهر برقرار کردن هر کاری که بخواهد می‌تواند بکند. مدیریت عاطفه و احساسات مرد. مرد قدرت جنگاوری دارد. یک تکبر مردانگی به طور طبیعی است که البته نباید به تفرعن و دیکتاتوری تبدیل شود این خودش خلاف اسلام است. ولی این اقتدار نباید شکسته شود. همه این‌ها در روایات حضرت رضا(ع) هست. من برای هر کدام از این‌ها روایتی آورده‌ام، فرصت نیست چون وقت کم است. دارم با برداشت خودم محصول و نتیجه آن را می‌گویم.

و از آن طرف، اگر زن نباشد، مادر نباشد، حس مادری نباشد، آن پیوندهایی که پدر و فرزندان و همه را به هم وصل می‌کند، همه از طریق مادر است. یعنی مادر نباشد، زن نباشد، ارتباط پدر هم با فرزندان ضعیف و گاهی قطع می‌شود. خانواده وقتی ازهم می‌پاشد که مادر و زن خانه را از دست بدهد. وقتی پدر از دست می‌رود، معمولاً خانواده منهدم نمی‌شود. از نظر اقتصادی به مشکل می‌افتد، از نظر اقتصادی و اجتماعی مشکلاتی برایش به وجود می‌آید، ولی خانواده هنوز منهدم نشده است. ولی وقتی که مادر خانواده برود، یا از دنیا برود یا طلاق بشود، خانواده دیگر پاشیده است. آن هسته اصلی که مرد و بچه‌ها و همه را دور هم نگه می‌دارد، به همه انگیزه می‌دهد، مادر است. اگر بچه‌ها از صبح از خانه برای مدرسه، کار، جایی، بیرون می‌روند، تمام حواس‌شان این است که صبح پیش مادرم بودم، بعدازظهر پیش مادرم برمی‌گردم. به لحاظ روحی تماماً به زن و به مادر تکیه داده است. شوهر هم همین‌طور است. ما حتی بعضی روایات را داریم که مضمونش این است که زن فکر نکند فقط زن شوهرش است. یک وقت‌هایی برای شوهرش باید مادری کند. یعنی گاهی شوهر آدم کودک است. ظاهرش یک آدم گردن کلفت است، صدایش کلفت است. گاهی کودک است. به لحاظ عاطفی گاهی زن حتی نقش مادری را برای شوهرش ایفا کند. چنان که گاهی شوهر نقش پدری را برای همسرش به لحاظ عاطفی داشته باشد، بخشی از آن بار را هم دارد. منتهی نقش پدر با مادر فرق می‌کند. مادر بیشتر عاطفی و احساسات و تعدیل و تعادل روحی است. مرد بیشتر تأمین امنیت و اقتصاد آن است. از طریق انسان، درونش مهم است که مادر تأمین می‌کند. ولی وقتی از نظر احساسات ازهم پاشید، میلیاردها ثروت داشته باشد. رئیس کل عالم باشد. وقتی به لحاظ عاطفی روحی یک مردی از درون پاشید، ضعیف‌ترین مرد دنیاست. و این نقش مادر است. زن است. زن و مادر. ولی اگر پدر نباشد، بیشترین ضربه، ضربه اقتصادی است به خانواده، ضربه امنیتی است. ولی هنوز به لحاظ احساسات و عواطف خانواده قابل تداوم و قابل کنترل هست، ولو ضربه خورده است.

لذا یکی از خطرات، تحقیر شأن خانه‌داری، شأن مادری است. این‌جا این روایت حضرت رضا(ع) را عرض می‌کنم، دقت کنید. مستدرک الوسائل، جلد ۱۵، صفحه ۱۸۰. امام رضا(ع) می‌فرمایند: من اگر بخواهم حقوق را طبقه‌بندی کنم، در رأس همه حقوق، حق مادر را قرار می‌دهم. رسانه اسلامی رسانه‌ای است که به این‌ها توجه کند. تربیت اسلامی نیز باید به این‌ها توجه کند. تعبیر حضرت رضا(ع): «اعلَمْ أَنَّ حَقَّ الْاُمّ». بیانیه امام رضا(ع)، مانیفست اسلام شیعی: بدانید که حق مادر، «أَلْزَمُ الْحُقُوقِ وَ اَوْجَب». بین همه حقوقی که به گردن شماست و بین همه مسئولیت‌های شما، در درجه اول مسئولیت شما نسبت به مادرتان است. حق مادر، حق زن؛ زنی که تجربه مادری را دارد، زنی که در زحمت مشکلات تولد فرزند افتاده است، زنی که گرفتار هزاران مشکل برای تولد و تربیت و نگهداری و تغذیه فرزندش شده است، زنی که تجربه مادری پیدا می‌کند، امام رضا(ع) می‌فرمایند: بالاتر از همه حقوق، حقوق زن است؛ زنی که بخصوص به مسئولیت مادری تن داده است. «إنَّ حَقَّ الاُمِّ، حَقُّ الْمادَرِ، أَلْزَمُ الحُقُوقِ وَ أَوْجَبُ»؛ واجب‌ترین و لازم‌ترین حق است. مهم‌ترین حق است. توضیح می‌دهند چرا؟ بعضی از دلایل آن را حضرت رضا(ع) می‌فرمایند: «لِأنَّها حَمَلَتْ حَیْثُ لا یَحْمِلُ أحَدٌ أحَداً». فرمود: اولین نکته، زن فرزندش را با خودش حمل می‌کند، جوری که هیچ کسی را این‌طوری حمل نمی‌کند. یعنی شب و روز 9 ماه تمام، یک انسان دیگری، یک بدن دیگری در درون بدن این زن دارد رشد می‌کند. دارد از بدن این زن تغذیه می‌کند. از خون او، از گوشت او، از انرژی حیاتی و زندگی او دارد رشد می‌کند. خداوند یک انسان را در درون یک انسان خلق کرده است. مادر سهله آفرینش خداوند است. مادر تجلی اسم «هُوَ الْخَالِق» است. مادر، زن، مرکز ارحام است. اصلاً اگر زن نبود، ارحام یعنی چی؟ فامیل یعنی چی؟ ارتباطات انسانی یعنی چی؟ خانواده یعنی چی؟ اصلاً بدون زن نه خانواده معنا دارد نه فامیل. بعد عرفای بزرگ بحث می‌کنند و می‌گویند: رحم و ارحام به اسم رحمان مربوط است. رحم و ارحام که مظهر آن زن است، تجلی اسم رحمان در عالم، رحیم و رحمان است. رحم و رحیم و رحمان از یک ریشه هستند. زنی که مادر می‌شود، تجلی اسم «هُوَ الْخَالِق» است. خداوند از طریق زن و بدن مادر، انسان‌ها را خلق می‌کند، نه روی هوا. حضرت آدم و حضرت عیسی استثناء بودند که او پدر و مادر نداشت و او هم پدر نداشت. می‌فرمایند: مسئله مادری و فرزندداری را نگذارید در رسانه‌هایتان، در افکار عمومی‌تان مسخره کنند. وقتی زنی گفت: شما چکار می‌کنید؟ من خانه‌دار هستم. ای شما خانه‌دار، خیلی خب! این بزرگ‌ترین توهین به مهم‌ترین حق است. چون امام رضا(ع) فرمود: در رأس همه حقوق، حق زنی است که دارد مادری می‌کند. یک) «حَمَلَتْ حَیْثُ لَا یَحْمِلُ أَحَدٌ أَحَداً». جوری فرزندش را حمل می‌کند که هیچ کسی، هیچ کسی را این‌جوری حمل نمی‌کند. توی بدنش است، توی وجودش است. در خواب و بیداری و خوراک و...، مدام در حال درد کشیدن، در حال تغذیه کردن او، مدام نگران اوست. «وَ وَقَتْ بِسَمْعِهَا وَ الْبَصَرِ وَ جَمِیعِ الْجَوَارِحِ». مادر دشواری بارداری را بر خودش هموار می‌کند، آن وقت که هیچ کس چنین شکیبی نمی‌آورد، هیچ کس تحمل این کار را ندارد. مرد اگر قرار بود مثلاً آبستن بشود، به نظر من او یک هفته‌ای می‌مرد. یا سقط جنین می‌کرد یا می‌مرد. این تحملی که خداوند به زن داده است. «وَقَتْ بِسَمْعِهَا وَ الْبَصَرِ وَ جَمِیعِ الْجَوَارِحِ». با چشمش، گوشش، همه اعضاء و جوارحش، دارد از فرزندش پاسداری و حفاظت می‌کند.

امام رضا(ع) می‌فرمایند: زن، مادر، مواظب است کجا بخوابد تا به بچه‌اش صدمه نخورد. چی بخورد تا به نفع او باشد. چی نخورد که او یک وقت صدمه نبیند. مسافرت بروم، نروم؟ مهمانی بروم، نروم؟ چکار کنم؟ همه‌اش دارد با چشمش، با گوشش، با همه اعضایش خودش را با او تطبیق می‌دهد. امام رضا(ع) می‌فرمایند: مواظب انسانی است که خداوند در بدن او خلق کرده است. این‌ها حق کمی است؟ «مَسْرُورَةً مُسْتَبْشِرَةً بِذَلِکَ». و جالب است که از همه این زجرها و گرفتاری‌ها لذت می‌برد. - خواهش می‌کنم این‌ها را دقت کنید مهم است - این‌ها را باید در جامعه منتقل کنیم. نگذاریم مادری را و خانه‌داری را تحقیر کنند. ضمن این که من اول گفتم ما مفهوم حبس در خانه نداریم. زن وظایف بیرونی هم دارد. ولی این بُعد را هم باید گفت. هر دویش را امام رضا(ع) می‌فرمایند. می‌فرمایند: این همه زجر می‌کشد و با خودش حمل می‌کند. با تمام وجود حواسش به اوست اما در عین حال «مَسْرُورَةً مُسْتَبْشِرَةً بِذَلِکَ». دارد از این زجر دارد لذت می‌برد. فدایی اوست. احساس کند او راحت است، خودش ناراحت است، باز هم لذت می‌برد. امام رضا(ع) می‌فرمایند: شما این حس را در کجای دیگر در این عالم می‌بینید؟ امام رضا(ع) می‌فرمایند این همه عشق را جز در زن، جز در مادر کجا می‌بینید؟ «فَحَمَلَتْهُ بِمَا فِیهِ مِنَ الْمَکْرُوهِ وَ الَّذِی لاَ یَصْبِرُ عَلَیْهِ أَحَدٌ». فرزندش را 9 ماه در درون خودش با همه مشکلات با خودش حمل می‌کند. مشکلاتی که هیچ کسی دیگر حاضر نیست این همه مشکل را تحمل کند. هیچ کس به هیچ دلیلی حاضر نیست این مشکلات را تحمل کند. «لاَ یَصْبِرُ عَلَیْهِ أَحَدٌ». هیچ کس این‌قدر مقاومت ندارد جز زن، جز مادر.

«وَ رَضِیَتْ بِأَنْ تَجُوعَ وَ یَشْبَعَ». لذت می‌برد از این که خودش گرسنه باشد، این بچه سیر باشد. «وَ تَظْمَأَ وَ یَرْوَى». خودش تشنه باشد ولی بچه سیراب باشد، تشنه نباشد. «وَ تَعْرَى وَ یَکْتَسِیَ». خودش سرما بخورد ولی بچه پوشیده باشد. «وَ تُظِلَّهُ وَ تُضْحَى». خودش زیر آفتاب گرما بخورد ولی بچه گرما نخورد و در سایه باشد. این‌ها عین تعابیر حضرت رضا(ع) است. بعد فرمودند: یک چنین موجودی که مظهر ایثار مطلق است، فداکاری مطلق است، عشق مطلق است، یک چنین موجودی، امام رضا(ع) فرمودند: شایسته تشکر نیست؟ «فَلْیَکُنِ الشُّکْرُ لَهَا». واجب است تشکر از او و ارادت به او و زانو زدن در برابر چنین موجودی و بوسیدن دست او که مادر است. «وَ الْبِرُّ وَ الرِّفْقُ بِهَا عَلَى قَدْرِ ذَلِکَ». و وظیفه همه است نسبت به او تا حد توان، «عَلَى قَدْرِ ذَلِکَ»، تا حدی که می‌توانند به مادر برّ و رفق (نیکی) کنند و خدمت کنند. رفیق او باشند و با او مدارا کنند و مشکلاتش را کمک کنند. «وَ إِنْ کُنْتُمْ لاَ تُطِیقُونَ بِأَدْنَى حَقِّهَا إِلَّا بِعَوْنِ اللَّهِ». بعد حضرت رضا(ع) فرمودند: ولی بگذارید راحت‌تان کنم، هیچ کس هرگز نمی‌تواند به شأن مادر احترام کافی بگذارد و حق او را ادا کند مگر به کمک خدا. وگرنه از پس تشکر از زنی که تجربه مادری را از سر گذرانده است، دارد بچه تربیت می‌کند، بچه را به دنیا آورده است. تا بچه‌هایش بزرگ می‌شوند، دخترش حتی عروس می‌شود، پسر داماد می‌شود، او هنوز بیشتر نگران آن‌هاست تا نگران خودش. امام رضا(ع) فرمودند: دیگه شما این همه مظهر عشق و ایثار را کجا می‌بینید؟ فرمودند تا می‌توانید باید تشکر کنید و رفق و مدارا و احترام به این چنین موجودی داشته باشید، با آن که به شما بگویم «لاَ تُطِیقُونَ»، شما طاقت و تحمل انجام وظایف‌تان را در برابر زن و مادر ندارید. «بِأَدْنَى حَقِّهَا»؛ کمترین حق او را هم نمی‌توانید ادا کنید. یعنی پایین‌ترین سطح کارهایی که مادر برای فرزندش انجام می‌دهد، شما آن را هم نمی‌توانید جبران بکنید «إِلَّا بِعَوْنِ اللَّهِ»؛ مگر خدا کمک‌تان کند. یعنی می‌فرمایند: شما دارید کوتاهی می‌کنید. روایت است که کسی آمد پیش پیامبر، گفت که: آقا من می‌خواهم خدمت کنم. به کی خدمت کنم؟ فرمودند: «اُمُّکَ»؛ مادرت. گفت: خوب حالا بعد از مادر، حالا مادر که خب به او خدمت می‌کنیم، بعد از مادر. «ثُمَّ مَنْ؟» دوباره پیامبر فرمودند: «اُمُّکَ»؛ مادرت. گفت: خب آقا بعد مادر. پیامبر سه‌باره فرمودند: «اُمُّکَ»؛ مادرت. گفت: آقا بالاخره خب همه‌اش مادر مادر. بعدش چی؟ بار چهارم فرمودند، گفت: «ثُمَّ مَنْ؟ بعدش کی؟ فرمودند: «أَبَاکَ»؛ حالا پدرت. سه بار فرمودند اول مادرت. گفت: بعد کی؟ گفتند: مادرت. گفت: بعد کی؟ گفتند: مادرت. گفتند: بعد کی؟ گفتند: پدرت. خوب این شأنی است که امام رضا(ع) و اهل بیت(ع) و پیامبر(ص) برای مادر، برای زن قرار داده‌اند و ما باید هم در تربیت، هم در رسانه به آن توجه بکنیم.

مسئله دیگری که حضرت رضا(ع) راجع به آن در مورد خانواده تأکید کردند و رسانه خیلی نقش دارد، این را دقت کنید: مسئله "خشونت در خانه و خانواده" است و "نحوه رابطه اقتصادی زن و شوهر" است. ببینید خداوند مرد را از لحاظ اقتصادی خادم زن قرار داده است. یعنی خداوند در شریعت اسلام می‌فرماید که زن برای نفقه، برای تأمین نیازهای زندگی خودش وظیفه ندارد کار کند. یعنی همان نقش مادری که خدا برایش قرار داده است، خودش یک کار مادام‌العمر است که هیچ کس مثل مادر این کار را نمی‌تواند بکند. اگر شیر خشک جای شیر مادر را می‌گیرد، مهدکودک و کودکستان هم جای مادر را می‌توانند بگیرند. دولت‌ها می‌توانند جای مادر را بگیرند.

از آن طرف خداوند فرمود که نمی‌توانید زنان را مجبور به کار اقتصادی بکنید. شریعت اسلام این را می‌گوید. هیچ کس حق ندارد هیچ زنی را مجبور کند به کار، کار اقتصادی. حتی برای تأمین معاش خود زن. نمی‌توانی بگویی تو خودت باید بروی خرج خودت را در بیاوری. این مسئولیت را خداوند بر شانه مرد قرار داده است. اول پدر، بعد شوهر، اگر نبود پسر. این‌ها باید تأمین کنند. اگر هیچ کس نبود، حکومت، بیت‌المال. اگر نبود، مجبور شد، آن وقت می‌رود. اما حق فعالیت اقتصادی به زن داده شد. مالکیت مستقل اقتصادی دارد.

شما می‌دانید تا همین الان در غرب هنوز خانم‌هایی که ازدواج می‌کنند، فامیل خودشان را دیگر باید کنار بگذارند! فامیل شوهرشان است. مثلاً آقای x خانمش خانم y بوده، می‌شود خانم x. ما اصلاً چنین چیزی نداریم. حالا عیبی ندارد، یک کسی بگوید خانم فلانی. این عیب ندارد. بعضی‌ها به این نام شناخته می‌شوند، آن بحث دیگری است. ولی تغییر فامیل و این که من دیگر استقلال حقوقی ندارم، استقلال اقتصادی ندارم، استقلال سیاسی ندارم، نه، این‌ها نیست. حق مالکیت دارد، مالکیت مستقل. ارثی که به او می‌رسد، برای خودش است. وظیفه ندارد خرج خانواده کند ولی البته اگر بکند ایثار و خدمت است، خوب است ولی وظیفه ندارد. می‌تواند مستقلاً کار کند و خودش برای اموال خودش تصمیم بگیرد و مرد نمی‌تواند، پدر، شوهر، پسر، برادر نمی‌تواند زن را مجبور کند که تو باید بروی بخشی از خرج خانه را بیاوری یا باید خرج خودت را خودت تأمین کنی. همچین حقی ندارد.

متقابلاً، باز این وسعت هم به زن داده شده است که کار خانه هم این‌ها ارزش اقتصادی دارد و لذا نفقه واجب می‌شود. نفقه در حداقل است. نفقه یعنی چی؟ یعنی غذا، لباس، مسکن. اما دیگر آیا جزو نفقه بردن به تفریح و مسافرت هم هست؟ لازم است یا نه؟ ببینید از نظر حقوقی و قانونی را دارم می‌گویم، الان اخلاقی را کاری ندارم. از نظر اخلاقی اسلام می‌گوید: مرد مسلمان کسی است که با تمام وجود تلاش کند هرچه بیشتر همسرش راحت باشد. بزرگ‌ترین جهاد و عبادت این است که مرد تلاش کند زن، هرچه مشکلاتش کمتر باشد. به زن هم همین را می‌گوید در برابر شوهرش.

فقه ما برای کار زن در بیرون از خانه، استقلال اقتصادی قائل شده و ارزش اقتصادی قرار داده است. آن چیزی که واجب است که مرد باید مجانی انجام بدهد- منظورم از مجانی این است که در ازای کار اقتصادی نیست - مثلاً مسکن، پوشش، لباس، غذا و یک موارد دیگری که در حد عرف باشد و در حد شأن او، و در حد توان مرد باشد. خوب حالا سؤال، زن در خانه یا برای بچه یا خانه‌داری یک کارهایی انجام می‌دهد که این‌ها جزو وظایف شرعی و قانونی‌اش نیست. اما وظیفه اخلاقی هست. مرد که نمی‌تواند هم برود بیرون کار کند، هم باز بیاید در خانه دوباره کار کند. چون بعضی‌ها خیال می‌کنند مثلاً تعدد زوجات برای زن‌بارگی است. آن موارد خاصی است. قرآن هم شأن نزول آن در مورد چیست؟ یتیم. بعد شرط عدالت را می‌گذارد. باید عدالت باشد از نظر اقتصادی مثل هم. نه به یکی بیشتر و بهتر، به یکی کمتر. از نظر اخلاق و محبت، از نظر شهوت، از نظر خانه و امکاناتی که تعیین می‌کنی هیچ. اگر توانستی چنین عدالتی را رعایت کنی وگرنه اصل در اسلام تک همسری است، نه چند همسری و ازدواج دائم است، نه موقت. ازدواج دائم و تعدد زوجات، چند همسری و ازدواج موقت این‌ها اصل در اسلام نیستند. این‌ها مثل پله‌های اضطراری هستند، مثل وقتی که با ازدواج تک همسری دائم نتوانستی بکنی یا مشکل حل نشده است، طلاق هم منفور است، اما راهش بسته نشده است برای این که بعضی‌ها دیگر امکان ندارد زندگی نمی‌توانند با هم بکنند. موارد خاص، بدترین حلال است، ولی بالاخره راهش بسته نشده است. چون بعد خیانت باز می‌شود.

ولی این مقداری که بحث ازدواج موقت یا تعدد زوجات را گذاشتند، این برای حل یک مشکلاتی در جامعه است، نه این که خودش باز یک مشکلات دیگری اضافه کند. بعضی‌ها دارند از این احکام سوءاستفاده می‌کنند و خانواده اصلی اولیشان را از بین می‌برند، به اسمی که این‌ها حلال است. کسی آمده پیش امام، امام(ع) به او می‌گویند که شنیدم هی راه می‌افتی می‌روی ازدواج موقت می‌کنی. گفت: خب بله آقا حلال است. فرمودند: این‌ها را که برای تو نگفتند. تو که زن و زندگی داری، خانه داری، این‌ها که مال تو نیست. زن‌بارگی و مردبارگی، زن‌هایی که شغل‌شان ازدواج موقت بشود. مردی که کارش ازدواج موقت بشود. این‌ها کاسبی است، فلسفه این‌ها نیست.

اما اگر مردی بخواهد زن‌باره باشد، احتیاج ندارد ازدواج متعدد بکند. اتفاقاً خیلی احمق است اگر برود چندتا زن بگیرد. کسی که می‌خواهد لذت ببرد و شهوت‌رانی کند، خیلی آدم احمقی است اگر برود چند تا ازدواج کند. چون برای خودش چند تا دردسر درست می‌کند. خانه بگیر، زندگی بگیر، امکانات بگیر، جنگ و اعصاب و فلان. مردی اگر زن‌باره باشد، راه‌حلش چند زن گرفتن نیست اصلاً. هزار تا راه باز است. این‌هایی که دنبال... اگر کسی فکر نکند اگر گفتند تعدد زوجات در اسلام برای موارد خاص با شرایط خاص، این به خاطر این که مردها زن‌باره باشند و با زنان متعدد باشند. نه آقا، این مسئولیت اقتصادی خانواده، تشکیل خانواده برای زنانی که بچه دارند، نمی‌توانند اداره کنند. این دوتا خانواده را اداره کند. و الا اگر مردی دنبال زن‌بارگی باشد، اصلاً احتیاجی به ازدواج ندارد.



نظرات

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد

capcha